خدایا دوست دارم که با بدنى پاره پاره و پیکرى بدون سر در راه تو از دنیا بروم
شهید آرش نیک اقبال؛
وصیت نامه و زندگی نامه شهید آرش نیک اقبال:
بسم رب الشهدا و الصدیقین
ربنا افرغ علینا صبراً و ثبت اقدامنا وانصرنا علی القوم الکافرین : خدایا به ما صبر و استواری بخش و
ما را ثابت قدم دار و بر شکست کافران یاری فرما.
زندگی نامه شهید آرش نیک اقبال
روز اول ماه مهر سال 1351 هجری شمسی در روستای علی آباد سی سخت در خانواده ای مذهبی محروم چشم به جهان گشود جهانی که از خدا و حضور مقدسش پر بود اما از دین خدا و آئین نجات بخش او خالی. نام آرش را بر وی گذاشته و در بدو تولد در گوش های کوچکش پیام اذان را سرودند تا بیاموزد که به هیچ سرود دیگری گوش فرا ندهد و این درس اولی بود که آرش کوچک آموخت و با همین درس آرش بزرگ کردید، مادر با شیر پاک خود او را پرورش داد و می گوید بسیار کوچک و پرجنب و جوش اما باوقار و مؤدب بود،هیچگاه در مقابل امر پدر و مادر نه نگفته و مطیع بود.
به دلیل کانون گرم و مذهبی خانواده با این پشتوانه قوی از تربیت اسلامی بود که در سال 1357 به دبستان حافظ سی سخت برای آموختن علم و دانش بنا به سفارش اسلام رفت و دوران ورود به دبستان وی همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی بود و مسیر این انقلاب همانند سیلی جاری شد و شهید عزیز در جریان این سیل قرار گرفت و از این نظر آزموده و مجرب شد.
درسش را با عنصر دینی در جمهوری اسلامی نوپا آغاز کرد و درخت جمهوری اسلامی که تنومندتر می شد علم آموختن آرش هم از آن بهره می برد. در این دوران با وجودی که از لحاظ استعداد بسیار باهوش و درسخوان بود در تمام فعالیتهای مذهبی و علمی مدرسه (مسابقات قرآن، سرود، تئاتر،کتابخوانی) در زمینه انقلاب و جنگ شرکت فعال داشت در سال پنجم ابتدایی از طرف مدرسه به عنوان نفر اول مسابقات قرآن معرفی گردید و تمام سوره های کوچک قرآن را حفظ کرده بود پس از پایان تحصیلات دوره ابتدایی برای ادامه تحصیل در سال 1362 به مدرسه راهنمایی آیت الله طالقانی سی سخت رفت در دوران راهنمایی انسانی فعال، منضبط و پرجنب و جوش بود در طول این دوران به عضویت پایگاه مقاومت فاطمه زهرا(س) درآمد و در گشت های شبانه و سایر فعالیتهای پایگاه شرکت فعال داشت.
پس از پایان تحصیلات راهنمایی با داشتن استعداد سرشار در تمام رشته های تحصیلی دبیرستان نمره حد نصاب آورده اما به علت علاقه زیاد به رشته تجربی این رشته را انتخاب نمود پس از یک ماه حضور در کلاس درس دبیرستان دکتر بهشتی سی سخت به علت اینکه همیشه نشان می داد که گمشده ای دارد و آن را در کلاس درس نیافت همزمان با اعزام کاروان راهیان کربلا در تاریخ پنجم آبانماه 65 راهی جبهه نور علیه ظلمت گردید.
پس از حضور سه ماه مداوم در جبهه جنوب در عملیات افتخار آفرین کربلای 4 افتخار حضور یافت که با وجود بمبارانهای شیمیایی دشمنان بعثی صهیونیستی سالم به پشت جبهه برگشت اما چونکه به هدف عالی و مقصود حقیقی خود نرسید مجدداً در ایام مبارکه فاطمیه در عملیات پیروزمند کربلای 5 که با نام مقدس یازهرا(س) شروع شد شرکت می کند که پس از چند روز پیشروی مداوم پا به پای رزمندگان به قلب سپاه دشمن در دل شب تیره و تار هجوم می برد و قلب ظلمت را می شکافد تا گمشده خود را پیدا کند با وجود آتش پرحجم دشمن در میان گلوله های آتشین آنچنان اوج می گیرد که سر از پا نمی شناسد و به پیش می رود ناگهان تیر صدام آمریکایی توسط مزدوران حلقه به گوشش بر قلب پر ایمان و استوار شهید نازنین که آیه مبارکه25 از سوره بقره که می فرماید: ربنا افرغ علینا صبراً و ثبت اقدامنا وانصرنا علی القوم الکافرین: برای نیروگرفتن از کلام الهی بر قلب خود گذاشته بود این آیه را با خون مطهر خویش رنگین نمود و در شب 21 دی ماه 65 گل وجودش پرپر شد و به درجه رفیع شهادت نائل آمد و خون مطهرش ریگزارهای تفتیده جنوب را رنگین نمود و آنچنان در خون خود غلطید تا معبود خود را یافت و جان شیرین خویش را تسلیم نمود . روحش شاد و راهش پررهرو باد.
وصیت نامه
مکتبى که شهادت دارد اسارت ندارد (امام حسین )
من چه مغلوکان نمى خواهم که در بستر بمیرم مروم در جبهه تا مردانه در سنگر بمیرم
سلام و درود به رهبر عزیزو امید مستضعفان جهان، زمینه ساز حکومت حضرت مهدى (عج) امام خمینى و به همه شهدائیکه از صدر اسلام تا کنون با خون خود نهال اسلام را سیراب نگه داشته اند و به رزمندگانى که در جبهه هاى نبرد حق علیه باطل ایثارگرانه براى حراست از اسلام عزیز مبارزه مى کنند و بعه پدر و مادرم که بیشترین رنج را در طول زندگیم متحمل شده اند و حق بزرگى بر گردنم دارند و از برادران و خواهرانم مى خواهم مرا حلال کنند .
من کوچکتر از آنم که با ملت شریف و شهید پرور ایران سخن بگویم اما هموطنان عزیز انقلاب خون مى خواهد و ایثار، پاسدارى مى خواهد و شهامت، از خود گذشتگى مى خواهد و شهادت.
و الذین امنو و هاجرو جاهدفى سبیل الله به اموالهم و انفسهم اعظم درجة عندالله و اولئک هم الفائزون
خدایا دوست دارم که با بدنى پاره پاره و پیکرى بدون سر در راه تو از دنیا بروم زیرا خجالت مى کشم در صحراى محشر در جلوى امام حسین (ع) بدنى سالم و پیکرى با سر داشته باشم، خدایا دوست دارم در راه آزادى کربلا خود رادر قدم مقدس حسین (ع) میجنگم و قسم به بى همتایى انسانیت على (ع) تا آخرین قطره خونى که در بدن دارم ؟؟؟ کافر بخاطر حفظ اسلام مبارزه مى کنم.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدى خمینى را نگه دار
- ۹۵/۰۵/۳۰