پایگاه فرهنگی مذهبی شهدای رضوان

زندگی نامه شهدای منطقه نوق رفسنجان

پایگاه فرهنگی مذهبی شهدای رضوان

زندگی نامه شهدای منطقه نوق رفسنجان

مشخصات بلاگ
پایگاه فرهنگی مذهبی شهدای رضوان

(((نثار ترفیع مقام عالی حضرت صادق الائمه صلوات )))

پایگاه فرهنگی مذهبی شهدای رضوان

زندگی نامه شهدای منطقه نوق رفسنجان

شهدای دهستان رضوان

شهدای بخش فردوس

شهدای بخش نوق

آخرین نظرات

جنگ را با چشمان سعید ببین!

پنجشنبه, ۱ مهر ۱۳۹۵، ۰۶:۲۰ ق.ظ

استاد صمدیان بلافاصله چند عکس از مجموعه حذف کردند و عکس‌های جانبزرگی را جایگزین آنها کرد؛ عکس‌ها بی نظیر بودند. او با این عکس‌ها در جمع عکاسان شناخته شد.

 چشمانت را ببند. بگذار او به جای تو به صحنه بنگرد! یا نه! تو با چشمان او به دنیا نگاه کن! چشمی که هر لحظه را برایت به بهترین وجه به تصویر می کشد. او در جسم کوچک خویش، در قلب گرم و پر حرارتش، در دستان لاغر و مصممش بر تمام دنیا مسلط است! از بلندای قلعه­ای که او بر فراز جهان ساخته، به دنیا نگاه کن! چه می­بینی؟ هر آنچه دیدی بدان که او هزاران برابر آن را در چشم و در قلب خود داشته است. او در راه هر سفر، زمان­هایی که در واحد تبلیغات مشغول کار است، وقتی روی دیوار تبسم شهیدی را نقاشی می­کند، وقتی کاریکاتوری می کشد و همرزمش را می خنداند، یا روزهایی که به دانشگاه می رود، درس می خواند، عکس می گیرد، وقت­هایی که به دنبال لودر تفحص، در میان خاک و غبار برای گرفتن عکسی تلاش می کند، این دنیای غریب سحرانگیز را در وجود خود حمل می کند. دنیایی که هر روز و هر ساعت در برابر چشمانش وسیع تر می شود. چشمانت را ببند و با چشم او به دنیا نگاه کن!

عکس های سعید جانبزرگی اولین بار پس از بمباران شیمیایی حلبچه دیده شدند. استاد صمدیان بلافاصله چند عکس از مجموعه حذف کردند و عکس‌های جانبزرگی را جایگزین آنها کرد؛ عکس‌ها بی نظیر بودند. او با این عکس‌ها در جمع عکاسان شناخته شد. می شود گفت این عکس‌ها آخرین عکس‌هایی بود که او از جنگ رو در رو با دشمن گرفت. جنگ که تمام شد حرفها و دغدغه‌هایش را در عکس هایش ریخت؛ درست مثل قبل، اما این بار جنس عکس‌ها و فضاهای آن تغییر کرد. حال از شهدایی عکس می‌گرففت که پس از سال ها از زیر خروارها خاک خود را نشان می دادند. عکس معروف او همان پیکر پرغبار شهیدی است که عکسی از امام در جیب پیرهنش دارد و یکی از دست‌هایش مصنوعی است. در عکس‌های او مرگ و زندگی بسیار به هم نزدیکند؛ «مرگ هم‌ سایه ماست»؛ هر کسی که عکس‌های او را می‌بیند بی‌اختیار این جمله را با خود زمزمه می‌کند. کاوه گلستان استاد مسلم عکاسی ایران وقتی سرکلاس هنگام حضور و غیاب به نام او می‌رسد از جای خود بلند می‌شود و از او می‌خواهد بر کرسی استادی عکاسی جنگ بنشیند؛ او عکس‌های سعید را از فاجعه حلبچه دیده بود./مشرق

 

  • خادم الشهداء

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی