خاطراتی از جبهه (کرامت های شهدا)
بسم الله الرحمن الرحیم
« کرامت های شهدا »
* شهید محمد رضا شفیعی در کربلای چهار مجروح شد و به اسارت رژیم بعثی در آمد.
او را بعد از اسارت به بیمارستان بغداد منتقل کردند و همان جا به شهادت رسید. جنازه ی شهید را در خاک عراق دفن کردند و بعد از شانزده سال که جنازه اش را برای تحویل به ایران از خاک در آوردند، با نهایت ناباوری دیدند که جنازه سالم است. هم رزم این شهید می گفت: «نماز شب فرزندم ترک نمی شد. اهل غسل جمعه، وضوی دائمی و زیارت عاشورا بود». (زندگی نامۀ شهید)
* شهید عبد النبی یحیایی بعد از ۲۸ روز جنازه اش بدست خانواده اش رسید. پدرش گفت: «مثل گُل بوی خوش می داد».
… بعد از ده سال سیل آمد و قبر شهید را خراب کرد. خواستیم شهید را به کناری برگردانیم تا دیوارهی قبر را مرمّت کنیم، دستم خونی شد و خون هم تازه بود. هر پنج نفرمان دیدیم که بدنمان خونی شده و خون زیادی هم بود. از این منظره فیلم و عکس هم تهیه کردیم.
به نقل از سردار حاج حسین کاجی
* شهید سید مجتبی صالحی خوانساری، شهیدی بود که بعد از شهادت برنامۀ امتحانی دخترش را امضا کرد.
صبح که دخترش از خواب بیدار شد دید پای برنامه امتحانی با رنگ قرمز امضاء شده است. (توضیح بیشتر)
آیت الله خزعلی فرمودند: «این امضا را با ۶۰ امضای شهید تطبیق دادیم و دیدیم امضای خودش است». این کارنامه اکنون در موزه ی شهدا نگهداری می شود.
- ۹۵/۱۰/۲۷