به سوریه رفت اما قسمتش شهادت در عراق بود
سه شنبه, ۳ اسفند ۱۳۹۵، ۰۶:۲۹ ق.ظ
اگر چه تاریخ در گذر زمان تکرار میشود، اما این بار فرزندان نهضت کربلا نگذاشتند دوباره حرمی غارت و اهل بیت به اسارت گرفته شوند. فرزندانی که از همه تعلقاتشان گذشتند ...
تا شهدا؛ اگر چه تاریخ در گذر زمان تکرار میشود، اما این بار فرزندان نهضت کربلا نگذاشتند دوباره حرمی غارت و اهل بیت به اسارت گرفته شوند. فرزندانی که از همه تعلقاتشان گذشتند و با حضورشان در جبهه مقاومت اسلامی دست شیطانی ایادی استکبار و تروریستهای وهابی را از تعدی به حرمین شریفین کوتاه کردند. شهید علیرضا مشجری اولین شهید سپاه پاسداران بود که در دفاع از کربلای معلی و مقدسات اسلامی در خاک عراق به شهادت رسید. گفتوگوی ما با مبینا نامنی همسر شهید را در قالب روایات زیر پیش رو دارید.
همسنگری بهشتی
علیرضا متولد 1367 در تهران بود. چون شغل نظامی داشت از ابتدای آشناییمان برای من از مسیری که پیش رو خواهیم داشت، صحبت کرد. از سختی راه، از مأموریتها و نبودنهای گاه و بیگاهش، از شرایط کاریاش. علیرضا از جهاد و جنگ هم برایم صحبت کرد، از جانبازی و اسارت و شهادت و من با توجه به همه این صحبتها به لطف خدا پذیرفتم تا همراهیاش کنم و خدا را شاکرم که همسنگری با علیرضا را نصیب من کرد. تنها خواستهاش از من این بود که در برابر همه سختیها و پستی و بلندیهای زندگی صبر و تحمل داشته باشم. من و علیرضا 8 اردیبهشت سال 1391 زندگی مشترکمان را در نهایت سادگی آغاز کردیم. زندگی ما رنگ و لعاب تجملات امروزی را نداشت.
غبطه به شهدا
آشنایی من با فرهنگ ایثار و شهادت تقریباً از زمان همراهیام با علیرضا به طور چشمگیری زیادتر شد. من و همسرم هر پنجشنبه به گلزار شهدا میرفتیم و به مزار دایی ایشان شهید «اصغر نظری» که از شهدای دوران هشت سال دفاع مقدس بودند سر میزدیم. علیرضا نسبت به شهدای جنگ تحمیلی ارادت خاصی داشت و همیشه کتابهای دفاع مقدسی را مطالعه میکرد و به نبودنهای خود در آن روزهای حماسه و شهادت غبطه میخورد.
هدیه بهشتی
من و علیرضا دو سال و نیم با هم زندگی کردیم و حاصل این همراهی دختری به نام محدثه است که در زمان شهادت پدرش یک سال داشت. برای من محدثه یک هدیه بهشتی بود که از شهیدم به یادگار ماند.
وداع ناتمام
اولین باری که صحبت از رفتن و مدافع حرم شدنش به میان آمد بسیار نگران شدم. زمانی بود که جنگ در سوریه به تازگی آغاز شده بود، ایشان برای رفتن به این مأموریت بسیار عجله داشت. آن زمان من محدثه را باردار بودم. ابتدا با رفتنش مخالفت کردم و گفتم این مدت که من باردار هستم فکر نمیکنم ضرورتی داشته باشد که شما به مأموریت برونمرزی بروید. اما علیرضا با حرفها و دلایلی که برایم آورد توانست من را برای رفتن راضی کند و اینطور بود که اولین مأموریتش رقم خورد. علیرضا دو بار به منطقه اعزام شد. مرتبه دوم صحبتهایش رنگ جهادی بیشتری داشت. جنس حرفهایش با همیشه فرق داشت. برای مراقبت از محدثه بسیار سفارش کرد. از من هم خواست که صبور باشم و مشکلات و سختیها را تحمل کنم. همسرم دفاع از حرم را بسیار واجب میدانست و میگفت ما در این زمان اهل بیت (ع) را تنها نخواهیم گذاشت. علیرضا ما را بسیار به نماز اول وقت سفارش میکرد و به پشتیبانی از آرمانهای انقلاب و به خصوص ولایت فقیه توجه ویژه داشت. آخرین مرتبهای که ایشان به عراق اعزام شد، ما نتوانستیم همدیگر را ببینیم و خداحافظی کنیم. او از محل کار اعزام شد و فرصتی برای بدرقه و خداحافظی پیش نیامد.
زمزمههایی آسمانی
من خبر شهادت را از طریق پدرم شنیدم. خبری که بسیار دردناک بود. پدر ابتدا به من گفت که ایشان از ناحیه پا مجروح شده اما بعد از چند ساعت تلفن همراه پدر به صدا درآمد و خبر به کما رفتن علی آقا را به ما دادند در حالی که همه این مدت همسرم شهید شده بود. وقتی خبر شهادت علیرضایم را شنیدم ذکر «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین» را زمزمه کردم و با هر بار تکرار این ذکر اشک از چشمانم جاری بود. مراسمی که برای اولین شهید مدافع حرم حسینی به لطف خدا خیلی عالی برگزار شد و حضور مردم بسیار چشمگیر بود. مردمی که آمدند تا اولین شهید مدافع حرم سیدالشهدا(ع) را تشییع کنند و علیرضای من در گلزار شهدای بهشت زهرا تهران قطعه 26 به خاک سپرده شد.
مسافر نیمه شعبان
علیرضا اولین شهید مدافع حرم حضرت سیدالشهدا(ع) است. همسرم در عراق به شهادت رسید. دو بار به سوریه رفت اما قسمتش شهادت در عراق نبود. با توجه به حضور داعش در خاک عراق و به خصوص در سامرا و حرم ائمه معصومین (ع) و تهدید به تخریب حرم سیدالشهدا (ع) شهید علیرضا مشجری و دوستانش جزو اولین گروهی بودند که از سپاه قدس مأموریت یافته و عازم کشور عراق شدند و در نهایت با اصابت پرتابه جنگی به خودرویی که در آن حضور داشتند در راه دفاع از حرم حضرت سیدالشهدا (ع) پنج روز بعد از اعزام در روز جمعه23 خرداد مصادف با روز نیمه شعبان سال 93 به جمع شهدا پیوست.
- ۹۵/۱۲/۰۳