پایگاه فرهنگی مذهبی شهدای رضوان

زندگی نامه شهدای منطقه نوق رفسنجان

پایگاه فرهنگی مذهبی شهدای رضوان

زندگی نامه شهدای منطقه نوق رفسنجان

مشخصات بلاگ
پایگاه فرهنگی مذهبی شهدای رضوان

(((نثار ترفیع مقام عالی حضرت صادق الائمه صلوات )))

پایگاه فرهنگی مذهبی شهدای رضوان

زندگی نامه شهدای منطقه نوق رفسنجان

شهدای دهستان رضوان

شهدای بخش فردوس

شهدای بخش نوق

آخرین نظرات

۶۵ مطلب با موضوع «شهدای مدافع حرم» ثبت شده است

شب عروسی احادیث و جملات بزرگان را نوشتیم و بین مهمان‌ها توزیع کردیم؛ جالب آنکه عده‌ای به ما گفتند آن جملات، راه زندگی‌مان را عوض کرد.
  • خادم الشهداء

یکی از ایرانی‌های لشکر فاطمیون گفت: کسانی مانند من، شهید عطایی و شهید صدرزاده و امثالهم در راه دفاع از حرم از هویت خودمان گذشتیم. ما هویتمان را به خاطر حضرت زینب(س) گذاشتیم کنار و به ایرانی بودنمان می‌بالیم.
  • خادم الشهداء

مادر شهید مدافع حرم حامد بافنده برای آخرین بار با پسرش شب گذشته در حسینیه ثارالله رفسنجان وداع کرد.

  • خادم الشهداء

سیدمحمدمهدی یوسفی استاد دانشگاهی است که برای دفاع از آرمانش به سوریه رفت؛ با تکفیری‌ها جنگید، مجروح شد و با 90 ترکش در بدنش به ایران بازگشت و حالا 18 ماه از جانبازی‌اش می‌گذرد.

  • خادم الشهداء

وقتی هم رده‌ای‌های پدرم را می‌دیدم که همه ماشین‌های بهتری سوار می‌شوند، به پدر می ‌گفتیم که چرا پیکان راعوض نمی‌کنیم؟ می‌گفت فنی این ماشین، ۲۰ است؛ چرا عوض کنم؟

  • خادم الشهداء

همسر شهید فرامرزی گفت: آیت‌الله امامی کاشانی درصدد بود به حاج قاسم پیغام بدهد که فرامرزی را بازگرداند؛ استخاره هم گرفتند که گویا قرآن او را ملامت کرده بود که مانع از رفتن آقا محسن شود و جواب آمده بود «ما صلاح بندگانمان را بهتر می‌دانیم!»

  • خادم الشهداء

سعید جان! ظاهر آرام و متینت و خوش خلقی و تبسم زیبای همیشگی‌ات، هیچ‌گاه نتوانست درون متلاطم و بی‌قرارت را پنهان کند و چه زود به آرزویت رسیدی. هنیئاً لک...»

  • خادم الشهداء

یادم هست همسرم در یکی از جلسات خواستگاری گفت: خواب دیده در بیابانی است و امام حسین(ع) به ایشان می‌فرمایند: «هل من ناصر ینصرنی» و آقا مهدی در جواب می‌گویند: آقاجان من شما را یاری می‌کنم و تنها نمی‌گذارم. این خواب همسرم با رفتن به جمع مدافعان حرم تعبیر شد.

  • خادم الشهداء

حدود 200 نفر در محاصره گیر کرده بودند. پدر من، شهید علیخانی و چند نفر دیگر صدای رزمندگان را در بیسیم می‌شنوند و به منطقه‌ای که افراد در محاصره بودند، می‌روند.

  • خادم الشهداء

کاش بودی و از این مدت که نبودی برایت می گفتم/ سربند«کلنا عباسک یا زینب»

روی پیشانی ات بوی تربت کربلا می ­داد

نفیسه عطایی یادگار شهید مرتضی عطایی در دلنوشته ی خود آورده است: دوستم داشت الان اینجا بودی و مرا در آغوشت می­ گرفتی، کمی برایت گریه می­ کردم و از این مدت که نبودی می ­گفتم.
  • خادم الشهداء